دکتر قضاوت یکی از مغزهای متفکر بود . خدایش بیامرزد. در میان یادداشت هایش به موردی بر خورده بودم که بسیار زیبا بود. نوشته بود خداوندا من در این وبلاگ چیزی دارم که تو در عرش کبریای خود نداری . من چون مستری دارم و تو همچین چیزی نداری چون اون یه شخصیت مجازیه.
زنگ زده میگه سلام میگم سلام میگه ببخشید گوشی مریم خانوم ؟ میگم نه داداش .خدافظ ، خدافظ. باز زنگ زده مگه الو میگم بله جانم؟
میگه : ببخشید !......مریم خانوم؟
میگم آخه مادر من کجای صدام شبیه مریم خانومه؟
میگه خواهش میکنم گوشیو بهش بده .
میگم حالا مریم خانوم از کجا پیدا کنم واست ؟
میگه من در اصلش با ماندانا کار دارم . میگم د بیا . باز هر طرفو نگاه میکنی مریم نسبت به ماندانا بیشتره نمیشه همون مریمو پیدا کنم ؟
میگه شمارتو ندادی کسی دایورت کنه ؟ میگم نه الحمدالله ما تو هفت تا آسمون ستاره متاره ای نداریم فقط تو کار ابرنواختر ها هستیم .
*من تاحالا دای ورت مای ورت نکردم و نمیدونستم دقیقا چه اتفاقاتی میفته. ولی امروز فهمیدم که ممکنه از این اتفاقات بیفته.
زنگ زده میگه سلام میگم سلام میگه ببخشید گوشی مریم خانوم ؟ میگم نه داداش .خدافظ ، خدافظ. باز زنگ زده مگه الو میگم بله جانم؟
میگه : ببخشید !......مریم خانوم؟
میگم آخه مادر من کجای صدام شبیه مریم خانومه؟
میگه خواهش میکنم گوشیو بهش بده .
میگم حالا مریم خانوم از کجا پیدا کنم واست ؟
میگه من در اصلش با ماندانا کار دارم . میگم د بیا . باز هر طرفو نگاه میکنی مریم نسبت به ماندانا بیشتره نمیشه همون مریمو پیدا کنم ؟
میگه شمارتو ندادی کسی دایورت کنه ؟ میگم نه الحمدالله ما تو هفت تا آسمون ستاره متاره ای نداریم فقط تو کار ابرنواختر ها هستیم .
*من تاحالا دای ورت مای ورت نکردم و نمیدونستم دقیقا چه اتفاقاتی میفته. ولی امروز فهمیدم که ممکنه از این اتفاقات بیفته.